قــــــــــــــــــــــلب ســفــــید

وبلاگ تخصصی پرستاری

اندام هاي حياتي

دستگاه‌هايي در بدن انسان وجود دارد كه كار بدون وقفه آن‌ها موجب ادامه حيات افراد مي‌باشد. اين دستگاه‌ها اندام‌هاي حياتي نام دارند كه عبارتند از:

1- مغز 2- قلب 3- ريه‌ها 4- كليه‌ها

هر يك از اين اندام‌ها در تمام لحظات به منظور ادامه حيات خود، از طريق گردش خون، غذا و اكسيژن دريافت مي‌كنند. مغز كه فرمانده اصلي بدن است، حداكثر توان 30 ثانيه زندگي بدون اكسيژن وغذا را دارد و بعد از30 ثانيه، نظارت و فرماندهي خود را بر روي اندام‌هاي بدن از دست خواهد داد واندام‌ها ديگر هيچ گونه اختياري از خود نداشته، پس از مدتي خواهند مرد. در اين فاصله اگر نرسيدن اكسيژن به مغز تا حداكثر5 دقيقه تداوم پيدا كند، مردن شخص قطعي خواهد بود. ولي اگر تا قبل از5 دقيقه بتوانيم گردش خون را برقرار كنيم امكان حيات و زندگي مجدد براي مغز وجود دارد.

قلب هم كه يكي ديگر از اندام‌هاي حياتي است، لازم است درتمام لحظات و بدون وقفه كار كند تاعلاوه برعضلات قلب، مغز، كليه و ريه‌ها را با عمل گردش خون تغذيه نمايد. قلب نيز اگر به مدت 30 ثانيه از كار بيفتد، همه اندام‌هاي حياتي از كار مي‌افتد و خود قلب هم از بين مي رود. اگر چنانچه در فاصله زماني (قبل از5 دقيقه) قلب به طور مصنوعي به كار انداخته شود، ممكن است به زندگي عادي خود برگردد، در غير اين صورت، ديگرعضله قلب مرده است وكليه اندام‌هاي حياتي هم ازكار خواهند افتاد.

دستگاه‌هاي عصبي مركزي(مغز)، قلب و تنفس در ارتباط تنگاتنگي با يكديگر قرار دارند و آسيب اوليه به هريك از آن‌ها مي‌تواند باعث اختلال عملكرد دو دستگاه ديگر شود، كه در اين موارد حتماً بايد اقدام به عمليات CPR نمود.

{CPR :تنفس مصنوعي وماساژ خارجي قلب است. حرفC اول كلمهCardio به معناي قلب؛P اول كلمهPul monary به معناي ريه؛ حرفR اول كلمه Resuscitation به معناي به حالت عادي برگرداندن يا احيا كردن مي‌باشد. در حقيقت C.P.R به معناي به حالت عادي برگرداندن كار قلب و ريه يا به اصطلاح، احياي قلبي و ريوي(به روش مصنوعي) است.}

هماهنگي بين اين دستگاه‌ها است كه موجب زنده و هوشيار بودن شخص مي گردد واگر هر يك از آن‌ها لحظه‌اي بدون اكسيژن و غذا بمانند از كار مي‌ايستند. جهت تشخيص عدم كارآيي اندام‌هاي مغز، قلب وريه‌ها ابتدا لازم است علائم ونشانه‌هاي حياتي را بشناسيم.

علائم حياتي بدن

علائمي هستند كه ميزان سلامتي يا بيماري يا نشانه‌هاي حيات‌ شخص را نشان مي‌دهند. به زبان ساده‌تر، علائم و نشانه‌هاي عملكرد مغز، قلب و ريه‌ها هستند. اين علائم عبارتند از: 1- نبض 2- فشار خون 3- تنفس 4- درجه حرارت 5- رنگ پوست 6- مردمك چشم‌ها 7- درجه هوشياري 8- قدرت حركت و عكس العمل نسبت به درد 9- ميزان دفع ادرار

1. نبض Pulse (معيار كار قلب)

با هر ضربان قلب، انقباض بطن‌ها فواره‌اي از خون را به درون سرخرگ‌ها مي‌راند.  ‌سپس، در حالي كه بطن منبسط و مملو از خون مي‌شود، جريان خون در سرخرگ‌ها كند مي‌گردد. اين«فواره»هاي خون در ديواره‌هاي شكل پذير سرخرگ‌ها برجستگي مختصري به وجود مي‌آورند كه از سطح پوست قابل لمس است. برجستگي‌ها، يا امواج فشارِضربانِ پي در پي قلب در مسير هر سرخر‌گ پيش مي‌روند، درست مثل خيزابه‌هايي كه انداختن سنگ در آب استخر به وجود مي‌آورد. خيزابه‌هاي امواج فشار به مسير تمام سرخرگ‌هاي اصلي منتقل مي‌شوند، اما در نقاطي كه سرخرگ از زير پوست عبور مي‌كند، به آساني مي‌توان برجستگي ديواره سرخرگ در نتيجه اين خيزابه‌ها را احساس كرد. اين نقاط عبارتند از:

1- گيجگاهي(Temporal) 2- گردني يا سباتي(Carotid) 3- نوك قلب(Apical) 4- زند اعلايي يا بازويي(Brachial) 5- راني(Femoral) 6- زند زبرين(Radial) 7- زند زيرين(Ulnar) 8- پشت زانويي يا ركبي(Popliteal) 9- پشت پايي(Dorsalis pedis) 10- درشت نئي«پشت قوزك خلفي» (Posterior tibial)

تپش سرخرگ را «نبض» مي‌ناميم. نبض عبارت است از انتقال موج خون در داخل شريان‌ها كه تعداد آن در دقيقه محاسبه مي‌شود. تعداد ضربان نبض در يك دقيقه را «سرعت نبض » مي‌خوانند، كه برابر است با تعداد ضربان قلب در يك دقيقه(سرعت ضربان قلب). كه تعداد طبيعي آن در افراد سالم و بالغِ در حال استراحت، 60-80 بار در دقيقه است و سرعت طبيعي آن در نوزاد حدود 80-100 بار در دقيقه است كه رفته رفته كمترمي‌شود، معمولاٌ طبيعي به نظر مي‌رسد. نبض بعضي از ورزشكاران حرفه‌‌اي در حال استراحت فقط 60 يا حتي 50 بار مي‌زند. در هنگام فعاليت شديد نبض ممكن است به بيش از 150 بار برسد زيرا ماهيچه‌هاي بدن به شدت كار مي‌كنند و به اكسيژن زيادتري نياز دارند؛ در نتيجه قلب هم بايد سريعتر تلمبه بزند تا نياز ماهيچه‌ها را برآورده سازد. براي يافتن نبض بايد مسير شرياني را كه از روي استخواني عبور مي‌كند با دو انگشت سبابه و مياني به ملايمت سد كنيد. در اين صورت هنگامي كه قلب تلمبه مي‌زند تا خون را به همه اندام‌ها بفرستد، ضربه قلب يا نبض را زير دو انگشت خود لمس خواهيد كرد. نبض در قسمت‌هاي مختلف بدن كه قبلاً ذكر شد، قابل لمس است. رايج‌ترين نبض در مچ دست(زند زبرين يا راديال) مي‌باشد كه هر ضربان نبض برابر است با يك موج فشار كه با انقباض بطن چپ آغاز مي‌گردد و سفر خود را مسير سرخرگ از ميان قفسه سينه و شانه، به سوي پايين تا بازو و سرانجام مچ دست ادامه مي‌دهد وناحيه دقيق آن جايي است كه برآمدگي كف دست از ناحيه شست به مچ دست متصل مي‌گردد.

اما بهترين نبض در موارد اضطراري و اورژانسي در ناحيه گردن واقع شده كه محل دقيق آن از مقابل برآمدگي روي حنجره به طرف زاويه مفصل فك، كمي پايين‌تر، مي‌باشد و اگر با دو انگشت سبابه و مياني به قسمت فوق فشار وارد كنيم ضربان قلب را حس خواهيم كرد. نبض ديگري هم كه در مواقع اضطراري، قوي و قابل لمس است نبض كشاله ران است كه در ناحيه محل اتصال شكم وران مي‌باشدو اگر با دو انگشت سبابه ومياني به محل فوق، فشار بياوريم نبض مذكور قابل لمس است. بايد توجه داشته باشيم كه هيچ‌گاه با انگشت شست، نبض نگيريم چرا كه نبض موجود در خود انگشت شست ما را به اشتباه مي‌اندازد. ضمناً عدم لمس نبض به معناي مرگ نيست ولي وجود آن دليل بي چون و چراي زندگي است. ضربان نبض مي‌تواند تصوير جامعي از چگونگي وضعيت تندرستي هر فرد را ترسيم كند. در صورتي كه تعداد نبض از 100 ضربان در دقيقه تجاوز كند، نبض سريع(تاكيكاردي) گويند و هنگامي كه كمتر از 50 ضربان در دقيقه بزند نبض كند( براديكاردي) گويند.

عوامل موثر بر تغييرات نبض

1- بيماري‌هاي مختلف.

2- سن: تعداد ضربان در نوزادان بيشتر است و به تدريج كم مي‌شود.

3- اندازه بدن: تعداد نبض در افرادي كه اندام كوچكتر دارند بيش از افرادي است كه داراي اندام بزرگي هستند.

4- وضع جسماني كه شامل حالات هيجاني و قلب مي‌باشد.

5- موقعيت بدن: مثلاً تعداد ضربان نبض در حالت خوابيده كمتر از حالت ايستاده است.

6-دارو‌ها: كه ممكن است نبض را تحريك نموده، باعث افزايش آن گردند.

ميزان نبض طبيعي در دقيقه براي سنين مختلف

1- نوزادان 130-140     2- سال اول تا سوم 100-120    3-  سال چهارم تا هشتم 86-90   4- سال هشتم تا پانزدهم 80-86    5- افراد بالغ 60-80    6- افراد مسن 60-70 بار در دقيقه

 

2. فشار خون

نيروي عظيمي لازم است تا خون را در مويرگ‌هاي ظريف به جريان بيندازد. قلب اين نيرو را فراهم مي‌آورد، يعني خوني كه در رگ‌هاي ما جريان دارد همواره به پيش رانده مي‌شود تا گردش آن در سراسر بدن متوقف نگردد. به عبارت ديگر، خون تحت فشار قرار دارد.

به طور كلي فشار خون عبارت است از ميزان فشاري كه خون هنگام گردش در عروق(رگ‌ها) به جدار آن‌ها وارد مي‌كند. در حقيقت فشار خون نشانگر فشار و قدرتي است كه خون توسط آن به جلو رانده مي‌شود. فشار خون در واقع مدام در حال تغيير است. در مرحله انقباض بطن فشار خون به اوج مي‌رسد تا خون را با فشار از قلب به سوي بدن براند. سپس در مرحله انبساط بطن و پر شدن آن با خون، اين فشار كمي، پايين مي‌آيد. باز وبسته شدن ديواره سرخرگ به ادامه گردش خون در فاصله انقباض‌ها كمك مي‌كند. همچنين، پس از دور شدن خون از سمت چپ قلب و حركت آن به سوي پايين بدن، فشار خون كاهش مي‌يابد. فشار خون در بطن چپ و سرخرگ آئورت اوج مي‌گيرد، اما در سرخرگ‌هاي كوچكي كه خون را به بدن مي‌رسانند، پايين‌‌تر مي‌آيد؛ فشار خون در مويرگ‌ها خيلي پايين است، ودر سياهرگ‌هايي كه خون را به سمت راست قلب بر مي‌گردانند، تقريباً هيچ فشاري وجود ندارد. پزشكان فشار خون را همواره در يك نقطه بدن اندازه مي‌گيرند و پس از مدتي نتيجه اندازه گيري، را در همان فرد يا در افراد مختلف با هم مقايسه مي‌كنند. بهترين نقطه براي اندازه گيري فشار خون، سرخرگ بالاي بازو است. پزشك يا پرستار براي گرفتن فشار خون از دستگاه فشار خون (فشار سنج) استفاده مي‌كند وبه طور معمول دو مقياس را اندازه مي‌گيرد.

يك ميزان ماكزيمم يا سيستول(حداكثر) يعني هنگامي كه قلب به شدت منقبض مي‌شود و موج فشار به سرخرگ بازو انتقال مي‌يابد، ويك ميزان مي نيمم يا دياستول مي‌باشد، يعني هنگامي كه قلب در فاصله ميان دو انقباض استراحت مي‌كند. كه در هنگام تعيين گزارش فشار خون هر دو ميزان حتماً بايد ذكر شوند.

ميزان‌ها بر حسب ميلي متر جيوه(م.م.ج) يا سانتي مترجيوه(س.م.ج) بوده و مي‌توان هر كدام از واحد‌هاي فوق را به كار برد. گزارش فشار خون به صورت عدد كسري است كه صورت آن فشار خون ماكزيمم ومخرج آن فشار خون مي نيمم مي‌باشد، و آن را به صورت ماكزيمم روي مي نيمم مي‌خوانند، به طور مثال: فردي كه فشار خون ماكزيمم وي 120(م.م.ج) و فشار خون مي نيمم وي 80 (م.م.ج) است بدين صورت نوشته مي‌شود: 80/120 م.م.ج يا 8/12 س.م.ج كه 120 روي 80 يا 12 روي 8 خوانده مي‌شود. مقدار فشارخون بستگي به سن، جنس، وزن بدن، هيجانات، حالات روحي و وضع جسماني دارد. فشار خون طبيعي در خردسالان 50/70 ميلي متر جيوه و در افراد مسن 90/150 ميلي متر جيوه است. اگر در حال استراحت فشار خون خيلي بالا رود و اين حالت چندان طولاني هم نشود، اعضاي حساس مثل مغز، چشم‌ها وكليه‌ها ممكن است آسيب ببينند. رسيدن فشار خون به بالا تر از حد طبيعي(80/120 م.م.ج) را افزايش فشار خون مي‌نامند. براي پيشگيري از اين بيماري بهتر است چند سال يك بار فشار خون كنترل شود تا در صورت مشاهده نشانه‌هاي افزايش فشار خون درمان لازم به عمل آيد. اين كار به ويژه در افراد مسن اهميت دارد تا اگر به افزايش فشار خون دچار باشند، با كاستن از وزن، ورزش منظم، وشايد هم مصرف دارو‌هاي مخصوص بتوانند آن را به ميزان طبيعي باز گردانند. ميزان فشار خون در مصدومي كه از ناحيه دست، آسيب ديده و يا معلول است، از ناحيه مچ پا و يا زير زانو تعيين مي‌شود.

وسايل كنترل فشار عبارتند از: 1- مانومتر فشار(Pressure manometer)  2- كاف(Cuff) براي بستن به دور عضو كه حاوي يك تيوپ پلاستيكي(Rubber bladder) قابل باد شدن است. 3- تلمه فشاري(Pressure bulb) كه داراي دريچه‌اي جهت باد كردن كاف است.

 

3. تنفس

عمل تنفس، نشانگر كار ريه‌ها مي‌باشد. ريه‌ها با باز وبسته شدن خود عمل دم برآوردن و دم فرو بردن را انجام مي‌دهند و ضمن اين عمل، اكسيژن هوا را گرفته از طريق گردش خون به مصرف اندام‌ها مي‌رسانند و گاز دي اكسيد كربن موجود در اندام‌ها را به خارج از بدن مي‌رانند. تنفس يا عدم تنفس را از طريق شنيدن رفت و برگشت هوا از دهان وبيني مصدوم و يا مشاهده بالا و پايين رفتن قفسه سينه مي‌توان تشخيص داد. تعداد تنفس در افراد سالم و بالغ حدود12-20 بار و در اطفال، 20-24 بار در دقيقه مي‌باشد. تعداد تنفس بيش از 30 بار در دقيقه، تنفس تند(تاكي پنه) و تعداد تنفس كمتر از 10 بار در دقيقه، تنفس كند(برادي پنه) در نظر گرفته مي‌شود. در بررسي تنفس بايد سه مسأله را مشخص كرد: ريتم تنفس، تعداد تنفس، عمق تنفس. ضمناً صدا‌ها و تلاش تنفسب مد نظر است.

4. درجه حرارت

درجه حرارت طبيعي در حدود 37 درجه سانتي گراد يا معادل 4/94 درجه فارنهايت است. ثابت ماندن اين درجه حرارت براي انجام اعمال طبيعي بدن الزامي است. درجه حرارت در نواحي مختلف بدن تا حدي فرق مي‌كند؛ مثلاً درجه حرارت دهان و درجه حرارت زير بغل، نيم درجه كمتر از ناحيه دهاني است. درجه حرارت بدن در اثر بيمار‌ها، گرما، عادت ماهانه، بارداري، ورزش و فعاليت جسمي بالا مي‌رود وعواملي مانند: گرسنگي، كم شدن مقاومت بدن، سرما، خونريزي وشوك، آن را پايين مي‌آورد. براي تعيين ميزان حرارت بدن از ترمومتر يا درجه حرارت استفاده مي‌شود كه در انواع شيشه‌اي(جيوه‌اي) و نواري ديجيتالي موجود مي‌باشد.

تذكر:درجه حرارت در اطفال، افراد بيهوش، بيماران رواني و بيماران مبتلا به تنگي تنفس و لرز و كساني كه عمل جراحي فك دارند، نبايد از طريق دهان، اندازه گيري شود.

نكته: دقت كنيد كه افزايش درجه حرارت بدن معمولاً با افزايش تعداد نبض و تنفس همراه است؛ به عبارتي با پايين آمدن تب بايد تعداد نبض و تنفس نيز كاهش يابد. در غير اين صورت پايين آمدن درجه حرارت بدن به تنهايي تغيير مطلوبي نخواهد بود.

5. رنگ پوست (ارزيابي خون رساني به پوست)

مهمترين رنگ‌هاي پوست عبارتند از: 1- قرمز   2- سفيد      3- آبي (كبودي)

در حالت طبيعي، پوست هر فرد، گرم و كمي مرطوب است. رنگ پوست در درجه اول، مربوط به رنگ خوني است كه در عروق زير جلدي در جريان مي‌باشد. در افراد سفيد پوست جريان خون در عروق خوني كوچك زير پوست، باعث رنگ طبيعي آن است. انقباض رگ‌هاي خوني پوست باعث كاهش جريان خون در زير پوست و رنگ پريدگي و كاهش حرارت است. در حالي كه گشادي عروق خوني پوست، موجب افزايش جريان خون در زير آن و بر افروختگي و افزايش حرارت مي‌شود.

كبودي يا سيانوز:

رنگ آبي پوست زماني ظاهر مي‌شود كه كاهش محسوس در اكسيژن خون وجود داشته باشد؛ مانند: انسداد مجاري تنفسي و ضعف عضله قلب و يا اشكال در عمل تنفسي. در حالات خاص، پوست مي‌تواند خيلي خشك ويا بيش از حد مرطوب شود.

توجه: در افراد سبزه يا سياهپوستان اين تغييرات رنگ( رنگ پريدگي، برافروختگي و سيانوز) ممكن است به راحتي در پوست قابل تشخيص نباشد؛ ولي اغلب از ناخن‌هاي دست، مخاط دهان يا ملتحمه چشم آن‌ها مي‌توان تشخيص داد.

6. مردمك چشم‌ها

مردمك چشم‌ها در شخص طبيعي و در نور طبيعي حدود 2 تا 3 ميلي متر قطر دارند وبا نور زياد، تنگ وبا نور كم، گشاد مي‌شوند. در حالت طبيعي داراي حدودي مرتب و كاملاً از لحاظ اندازه مساوي هستند؛ اما حدود 30 ثانيه پس از قطع گردش خون در مغز كاملاً گشاد مي‌شوند ودر اين فاصله زماني به نور، عكس العمل نشان مي‌دهند و پس از گذشت 60 ثانيه (يك دقيقه) از قطع گردش خون مغز، ديگر به نور عكس العمل نشان نخواهند داد. تغييرات در اندازه مردمك يك چشم يا هر دو چشم در مواقع اضطراري حائز اهميت است. مردمك‌هاي كاملاً گشاد دليل بر توقف قلب و مردمك‌هاي كاملاً تنگ دليل بر مسموميت با مواد مخدر و مردمك‌هاي نا‌‌مساوي مي‌تواند دليل بر ضربه مغزي باشد.

7. درجه هوشياري

اولين اقدام در برخورد با مصدوم، ارزيابي درجه هوشياري وي مي‌باشد. پرستار با تكان دادن ملايم مصدوم و صدا كردن وي(به اسم يا به هر صورت ممكن) درجه هوشياري او را بررسي مي‌كند. يك فرد در حالت طبيعي كاملاً هوشيار است و نسبت به محيط خود، آگاهي دارد واز زمان و مكان خود اطلاع داشته، به تحريكات(دردناك، صوتي وغيره) پاسخ مي‌دهد. اين تغييرات در حالت هوشياري افراد از يك حواس پرتي مختصر( مثلاًدر الكلي‌ها و بيماران رواني ساده) تا اغماي عميق (به علت يك ضربه مغزي ويا مسموميت) نوسان دارد. درجه هوشياري، مراحل گوناگوني دارد كه مهمترين آن‌ها عبارتند از: 1- هوشياري كامل 2- حواس پرتي مختصر 3- خواب آلودگي 4- اغما(فرد كاملاً بيهوش است و حتي به تحريكات دردناك نيز جواب نمي‌دهد).

توجه: هوشياري، تكلم و رفتار، علائم بسيار مهمي هستند و هر گونه اختلالي در آن‌ها بايد شك به صدمه يا بيماري جدي را برانگيزد. تشخيص هر گونه اختلال در يكي از اين علائم، نيازمند ارزيابي دقيق تر دستگاه عصبي مركزي مصدوم است.

8. قدرت حركت و عكس العمل نسبت به درد

ناتواني از انجام حركات ارادي در افراد كاملاً هوشيار را فلج مي‌نامند. كه ممكن است به علت بيماري و يا تصادف ايجاد شده باشد. فلجي كه فقط يك سمت بدن را فرا گرفته باشد به علت خونريزي مغزي است. همچنين مصرف بعضي دارو‌ها به مدت طولاني ممكن است باعث اين نوع فلج گردد. ناتواني در حركت دادن دست‌ها، پا‌ها و بازو‌ها بعد از يك تصادف ممكن است به علت ضايعه به نخاع شوكي در ناحيه كردن باشد. در صورتي كه شخص قادر به حركت دادن پا‌ها نباشد ولي بتواند دست‌ها را حركت دهد، نشانة ضايعة نخاعي در پايين گردن است. تشخيص اين حالت اهميت فوق العاده‌اي دارد؛ زيرا گوياي يك ضايعة احتمالي به نخاع مي‌باشد؛ بنابراين بايد طوري با بيمار رفتار كرد كه باعث تشديد ضايعة مذكور نگردد.

9. ميزان دفع ادرار

بهترين دليل بر چگونگي عملكرد كليه‌ها مي‌باشد كه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است؛ اما از آنجا كه در مواقع اضطراري فرصتي براي بررسي ميزان جذب ودفع مايعات نمي‌باشد، تنها يك بررسي ساده و سريع از وضعيت بيمار با توجه به علائم حياتي ياد شده مي‌تواند وضعيت بيمار را روشن كرده، ما را براي نوع كمكي كه به بيمار بايد داده شود راهنمايي مي‌كند؛ اما هميشه در مواقع اضطراري ابتدا بايد به نبض و تنفس بيمار توجه داشت وسپس به بررسي ساير علائم حياتي پرداخت.  

 

 

 

 منابع و مآخذ

1. امداد وكمك‌هاي اوليه، ژاله نصيري و احمد رضا ظفري.

2. اصول خدمات بهداشتي، اذن الله آذر گشب.

3. قلب و گردش خون، استيو پاركر/ مترجم: سيمين معزي متين.

        

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت11:47توسط م فنودی | |